MINA ASSADI  

مینا اسدی
MINA ASSADI

منشور شعر من اينست: ای وای بر زبانم ، ای وای بر زبانم ... ای وای بر زبانم اگر پاسبان سَرَم شود.

 

تماس

SWEDISH

ویدئو

مقاله

شعر

صفحه‌ی نخست

  
 



هرگز نيامد.... هرگز نيامدند....



گورستان کافران.... خاوران.... گور آرزوهاي مادران....
پس کو؟... کجاست؟...
آنجا آن تپه را مي بيني؟ پُشت آن تپه سومين گور...
- مادر ... تو چرا بر گور درياي من نشسته اي و شيون مي کُني؟...
- اين گور دريا نيست مادر ... پسرم اينجاست....
- .... گفته اند که اين گور دختر منست برايش سنگ سفارش داده ام.
- بنشين مادر .... چه فرقي مي کند.... گور، گور است....
آن زير فقط سياهي است.... سکوت است... تباهي است....
مي نشنيم... در کنار گور نمي دانم که.... و رؤيا مي بافم... تور مي بافم... تور سفيد... تور عروسي .... آن شاهزاده ي رؤياهاي سوار بر اسب سفيد که بايد مي آمد و درياي مرا مي بُرد... آرزوها.... آرزوها.... روشنايي .... گُل ... آب.... دانه.... ريشه.... جوانه.... درخت...
ميان من و گُل چينان، درياي خون درياهاست. آن مادران تازه جوان از دست داده در راهند.... تازه اول کارست.... شب تولد درياست.
که را ببخشم؟.... چه را ببخشم؟
يکشنبه پنجم ماه سپتامبر سال نود و نه، لندن




 


فهرست

آب بالا آمد  

ترانه ی «خاوران» 

در ســـوگ آزادی 

* خیابان های "فیلا دلفیا" ترا به یاد میاورند* 

« تلنگر » 

"وقتی که بند بند خانه ی من ویران" 

"حسرت" ........از دفتر شعر «من به انگشتر می گویم بند» 

"پاییز" 

" با من سخنی بگو که جهان از بر شود”...  

دلتنگی برای ساری  

تهمت 

هفت اندوه خاکستری  

ف...مثل  

فصل از یاد بردن همه چیز 

لوکاس 

اوف 

پهلوان پنبه 

به عادت دیرین 

آ...آ...آ ...بی شرمی بس 

مارکز 

باز یک تولد دگر 

آدم 

غزل بهت 

آی ای شب زدگان...  

مغز ها را باید شست....جور دیگر باید اندیشید 

پرسه در* پرلاشز *  

وقتی که قفلها خود گره ی کورند 

ترس از سایه ی خودم  

به دلم چنگ نزن 

کارگر جان 

شعری برای سیروس وقوعی 

آشتی 

پندار 

در سوگ 

مصیبت 

آیینه دار فرعون  

جان جوون پرت شكستني نيست 

سراسر خاک را 

الف... لام... میم  

کارگر 

طرح سه  

رویایی در بیداری- هشت  

دیوانه.... آموزگار .... و پادشاه  

ای نیمه ی دگر  

به خود واگذاریدم  

بمباران 

برای تو که فرصت ماندن نیافتی 

...این میکروفون صاحب مرده ...  

دوباره ساده ترین حرف تیرباران شد 

به دشمن .......  

جاکش ها  

عشق آغوش گشوده ی من نیست. 

شعری از دفتر شعر « من به انگشتر می‌گویم بند» 

باز آی 

شعری براي تنهايی مردم جهان  

آهای جَوون 

پیام دیکتاتور 

تجدید عهد 

بمباران 

روياهايي در بيداری (( سه ))  

روياهايی در بيداری (( پنج )) 

بغض 

هرگز نيامد.... هرگز نيامدند....