MINA ASSADI  

مینا اسدی
MINA ASSADI

منشور شعر من اينست: ای وای بر زبانم ، ای وای بر زبانم ... ای وای بر زبانم اگر پاسبان سَرَم شود.

 

تماس

SWEDISH

ویدئو

مقاله

شعر

صفحه‌ی نخست

  
 



«دلواپس توام، اما بیمناک نیستم»




 به "گام به گام" کشته شدن زندانیان فکر نکرده بودم. نوشتند که مرده است .خودش مرده بود. در زندان هم می شود مرگ طبیعی داشت!. اعدامش نکرده بودند... طناب دار ی بر گردنش نبود ... در اتاقی در بسته نشسته بود و روز ها را می شمرد تا یازده سال حکم ماندنش در سلول به سر آید و او به کارهای عقب افتاده اش برسد. چون که نتوانسته بود در مراسم خاکسپاری مادرش شرکت کند، به گورستان برود و با سنگ گور درد دل کند و اشک بریزد.

یازده سیصد و شصت و پنج روز که چ...یزی نیست... در چشم به هم زدنی تمام می شود. دوباره به میدان می آید و در باره ی تشکل کارگران، حرف می زند. دوباره با دستی خالی و سری پراز آرزو، از آرمانش می گوید و از آینده ای که در آن از استثمار کارگران خبری نیست... اما خود زندانی بهتر از هر کسی می داند که تشکیل سندیکای کارگری، حکم مرگ دارد و یازده سال زندان یعنی که مردن در سلول به مرگ طبیعی، و طلب ادله ی قانونی و محکمه پسند از این حکومت "حسین قلی خانی" و مرگ پرست تنها ایجاد شغل برای وکلایی ست که در چارچوب بی قانونی این رژیم "سرخود اختیار" حقوق بخور و نمیری می گیرند و وکیل مدافع متهمانی می شوند که خود از پیش می دانند که موکلان شان ازدست این جانیان، جان سالم بدر نمی برند.

و اگر اعدام نشوند حتمن زودتر از پایان حکم به مرگ طبیعی خواهند مرد! در آن دیار مرگ رهگذری هم که از کوچه ای می گذرد طبیعی نیست. اگر همه ی تاریخ نویسان کاذب، براین همه قتل و غارت دیده فروبندند، ما سینه به سینه از این جنایات، می گوییم. من گواهی می دهم که مردم ایران -حتا -اگر برنخیزند-در آن زندان بزرگ، در دست یک حکومت آدمخوار، اسیرند و در زیر خط مرگ، هر لحظه ی سخت جانی را زندگی نام می نهند. ماشاهدان زنده ی قتل عام زنان و مردان و جوانان میهن در بند، نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم.


مینااسدی-چهاردهم ماه سپتامبر سال دوهزار و پانزده -استکهلم




 


فهرست

*سالگرد قتل های زنجیره ای * 

* پاسخ به یک سوال* "درباره ی مجموعه ی داستان *سه نظر در باره ی یک مرگ* 

*سه نظر در باره ی یک مرگ *  

*منظره* 

* یکی بود...یکی نبود* 

«حوا و من» 

"معشوقه "...  

برای مریم حسین‌زاده  

«دلواپس توام، اما بیمناک نیستم» 

امشب دوستی می‌میرد 

سکوتم را نکن باور 

ترانه‌ها 

تجاوز به زن بی حجاب حق مرد است  

جا کش ها 

هفت سین "کارو"... 

من به روایت من 

ترس...توبه...تواب...و تاریخ مصرف 

روز آفتابی هشت مارس 

جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را! 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

نمیرد این جنگل انبوه، که آب از خون عزیزان خورد 

حیف از عمو هوشنگ 

ما خاموشان و نظم نوین جهانی 

آن گل سرخی که دادی.........درسکوت خانه پژمرد 

پشت ...و...رو (قسمت پنجم) 

پشت ...و...رو (قسمت چهارم)  

تنهایی 

فکرهای  

شما چندتا "لایک دارید"؟ 

شانزده سال گذشت 

یک پرسش و یک جواب 

این، همه ی حرف دل من نیست  

پشت ...و...رو (قسمت سوم)  

پشت ...و...رو (قسمت دوم)  

درآمد- پشت .... و ... رو 

شهلا تمام کرد 

برهنگی شاهین نجفی ...محکوم باید گردد!!! 

همه با هم به سوی خدا برویم! 

از من گفتن...از شما نشنیدن... 

حرف، حرف میاورد باد، برف...  

حرف،حرف میاورد....باد،برف 

می گویم...می نویسم...فریاد می زنم و تنها می شوم... 

در خواب نمیرید  

بدره جان و هفت شهر عشق- نویسنده ژاله احمدی 

یادش به خیر روز آشنایی  

به این گدا کمک کنید!  

و باقی بقایتان!  

او امید رضا میر صیافی بود 

«صدای گریه میاد» به یاد ویلیام خنو  

به یاد نلسون ماندلا- تبصره "دو"  

زنی که سرخ می بافت 

زخم می خوریم  

دست بوس و پای بوس و کیف کش 

میرزا آقا عسگری (مانی) درباره اشعار مینا اسدی 

آخرین دیدار  

... دگر ایشان دانند 

چاره ی کار 

آی...آی...آی...آی 

بیچاره مردم 

«آشتی» 

بی فردا 

سخنی با خوانندگان*خود کشی*  

*خودکشی* پنج... مینا اسدی  

خودکشی*چهار* 

خودکشی*سه*  

خود کشی *دو*  

خودکشی  

دلم برایت تنگ می شود  

رضا!؟  

از کابوس‌ها «دو»  

زنده باد ایرانیان استکهلم  

به جای نان، به تساوی گلوله قسمت شد...، از مجموعه‌ی نوشته‌های پراکنده کتاب درنگی نه، ...  

دلتان می‌خواهد بچه‌های مردم را بازهم سلاخی کنند؟  

... و مرگ پشت چپرهای خفته بیدار است 

کاش این حقارت را به چشم نمی‌دیدم 

از «کابوس ها»  

"چهارشنبه سوری"  

It will be possible Again, yes…. 

شرح بي شرحي ست شرح حال ما...  

ز هر طرف که شود کشته، سود اینان است  

های های حیرانم 

هرگز نمی بخشیم ... و ... هر گز از یاد نمی بریم 

همه زندگی آنست که خاموش نمیریم  

امروز هر دست به یک سنگ نیاز دارد  

من نام پرشکوه ترا مشق می‌کنم...  

بیچاره ولتر  

چگونه شیر، موش شد!  

من به دنبال شما آمده ام / مینا اسدی  

آهای آهای یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه....  

این عوعوی سگان شما نیز بگذرد  

آی عشق ، آی عشق .... چهره ی سرخت پيدا نيست 

بماندیم و بدیدیم...  

در ستايش پای بريده ی « شاملو»  

شب تولد درياست... 

مرا ببخش ... عزیز یادها و خاطره هایم 

نه ... هرگزنمی خواستم و نمی توانستم بیازارم موری را که دانه کش است 

اولین نفر 

در سوگ زندگان